نامگذاری گرمی و سردی در طب سنتی ایرانی، فقط به گرمی و سردی دمایی بدن اشاره نمیکند؛ بلکه بسیاری از ویژگیهای دیگر، مانند استخوانبندی، میزان خوابوبیداری، عملکردهای هضمی و غیره نیز از طریق آن توصیف میشوند.
بهعنوانمثال در برخی افراد که دارای مزاج خشک هستند و میل به رطوبت دادن (تری دادن) به بدنشان از طریق خوابیدن در روز، پرخوری و… هستند، این رطوبت غیرطبیعی است.
گاهی خیلی علاقهمند به ریاضی و گاهی خیلی علاقهمند به شعر و شاعری و همچنین گاهی عاشق و گاهی فارغ گاهی بسیار پرانرژی و گاهی کمانرژی هستند
(مِ ) [ ع . ] ۱ - (اِ. ) سرشت ، طبیعت . ۲ - (مص ل . ) آمیختن ، آمیخته شدن . ۳ - قدما به چهار مزاج اصل قایل بودند: الف - مزاج صفراوی (گرم و مرطوب ).
هر دارو، غذا، عامل بیرونی و نیز هر واکنش که باعث بالا رفتن کار غده تیروئید باشد، آن را گرم و اگر باعث پایین آمدن کار غده تیروئید باشد، آن را سرد گویند. مزاجی را رطوبتی یا «مزاج تر» نامند که مقدار زیادی آب در سلولهای بدن فرد جمع شده باشد و بهاصطلاح رطوبت بر مزاج غلبه کرده باشد. اگر مقدار قابلتوجهی مواد کانی و املاح جمع شده باشد، آن را «مزاج خشک» گویند.
افسردگی و اضطراب: به دلیل حساسیت بالای روحی، افراد سوداوی بیشتر مستعد ابتلا به اضطراب و افسردگی هستند.
برای افراد دقیقتر میتوان مزاج را اینگونه بیان کرد: « مزاج، از مصدر مزج به معنای ترکیب کردن و درهم ریختن میآید و مزاج در طب سنتی ایران به مفهوم کیفیت یکسان و جدیدی است که درنتیجه آمیختن ارکان چهارگانه (هوا، آتش، خاک و آب) با یکدیگر و فعلوانفعال آنها در یک جسمِ مرکب به وجود میآید.
دموی مزاجها موهای پرپشتی دارند و پوست بدنشان گرم و مرطوب است و تعرق بالا دارند.
بنابراین از دیدگاه طب سنتی اصیل ایرانی، برای تقسیمبندی افراد به چند گروه به لحاظ شخصیتی، بهتر است از واژه مزاج با تعریف مخصوص به خودش –یعنی شامل گرمی، سردی، تری و خشکی و ترکیب دوتایی آنها- استفاده کنیم؛ و نه بیان مزاج با تعاریف مصطلحی غلط (یعنی واژههایی چون دموی مزاج، سوداوی مزاج و… درست نیستند) .
(خشک) شانهها ضعیف و باریک است، ساختار کلی: ریز و استخوانی
اگر با شکل بخواهیم موقعیت مکانی چهار ارکان (خاک، آب، هوا و آتش) را نسبت به یکدیگر بیان نماییم شکل زیر مناسب است.
فرم بدن مثل استخوان بندی درشت و یا ریز اندام بودن فرد، داشتن بالا تنه پهن یا بالا تنه کوچک
همانطور که گفته شد، مزاج همۀ افراد این کیفیتها رو در بدن دارا هستند و بسته به اینکه کدامیک بیشتر باشد مزاج فرد مثلاً گرم، سرد و تر و… است؛ پس مزاج، یعنی بیشتر بودن یکی از کیفیتها، نه اینکه بقیه کیفیتها وجود نداشته باشد.
اکثر بیماریهای اکتسابی به دنبال غلبه یکی از اخلاط است که به آن «سوء مزاج» میگوییم؛ یعنی تغییری در ماده ایجادشده است و یکی از اخلاط افزایش پیداکرده است. بنابراین سوء مزاج یا برهم خوردن تعادل اخلاطی در بدن آدمی منجر به بیماریهایی میشود که لزوماً نشئتگرفته از وراثت فرد نیستند، بلکه غالباً عوامل محیطی منجر به سوء مزاج می شوند؛ چون تغییر بر تعادل اخلاطی مؤثر است.